تبلیغات
وب مرجع علم موسیقی - موسیقی کودک (مصاحبه با استاد دهلوی) (قسمت 2)



وب مرجع علم موسیقی

درباره وبلاگ


موضوعات
guitar ( گیتار کلاسیک ) (3)
guitar (گیتار آکوستیک) (4)
guitar (گیتار الکتریکی) (1)
ساز کوبه‌ای (coubei) (15)
کمانچه (kamanche) (1)
بالالایكا (balalayka) (1)
باغلاما (baghlama) (1)
قیچک (ghiechak) (1)
قانون (ghanoon) (4)
سنتور (santoor) (4)
تنبور (tanboor) (1)
سه تار (setar) (2)
سورنا (sorna) (1)
بربط (barbat) (2)
رباب (robab) (2)
سیتار (sitar) (1)
دوتار (dotar) (2)
نت (note) (13)
عود (oud) (1)
نی (ney) (2)
تار (tar) (2)
اخبار (news) (4)
دانلود (download) (13)
نکات جالب (points) (3)
poster (عکس ساز) (1)
سؤال و جواب (q & a) (1)
زندگینامه (biography) (2)
گفتگو و مصاحبه (talks) (39)
اطلاعات موسیقی (info) (23)
تحصیل موسیقی (study) (2)
گیتاریست های ایرانی (g per) (10)
سخن بزرگان درباره موسیقی (speech) (13)

پیوندهای روزانه
"بهترین منبع مطالب علمی"
وب گالری مرجع علم موسیقی
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

جستجو


آمار سایت
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

وب مرجع علم موسیقی

برای ثبت نام در تبلیغات به آدرس sptabligh@gmail.com ایمیل بفرستید




تبلیغات سایت


.::موسیقی کودک (مصاحبه با استاد دهلوی) (قسمت 2)::.
به‌طور مشخص قطعه‌ی «بندباز» كه حالتی شاد و كودكانه دارد، می‌تواند یك مورد به حساب آید؟

خیر، آن قطعه بسیار تكنیكی است و در تكنیك نوازندگی ساز مطرح است. اتفاقاً خود من سال‌ها پیش از این، آن را برای تار تكنواز و اركستر تنظیم كردم و زمان حیات خود ایشان در دانشگاه تهران اجرا كردیم.

پس یك قطعه به صرف این‌كه شاد است، نمی‌تواند كودكانه باشد؟

خیر، در حقیقت شادی آن باید از جنس شادی كودكانه باشد.

منظورتان چیست؟ یعنی خود كودك هم بتواند اجرا كند؟

نه، كودك بتواند درك كند و بفهمد. البته این‌ها را باید تجربه كرد. شادی بزرگ‌ترها ممكن است الزاماً شادی كودكان نباشد.

اگر بخواهیم مشخصاً روی تكنیك‌های موسیقایی انگشت بگذاریم، آیا «پاساژ»های تند و تیز برای كودك قابل فهم است؟

پاساژها نه، تا جایی كه ممكن است باید چیزهای ساده به كار رود. من چند سال پیش در سفری كه به آلمان داشتم، تعدادی نت ساده‌ی موسیقی مربوط به كودكان را به ایران آوردم و از دوستانم خواهش كردم برای آن شعر فارسی و كودكانه بگویند و تمام قسمت‌ها را هم خودم كنترل كردم و دقت كردم كه شعر و موسیقی به هم بخورد. با توجه به این‌كه زبان كودكان دنیا شبیه همدیگر است، هم از نظر شعر و هم از نظر موسیقی، من به‌جا دیدم این كار را بكنم. ما می‌توانیم از آن موسیقی‌ها استفاده كنیم و متناسب با فرهنگ خودمان شعر بگوییم، درباره‌ی مفاهیمی كه بچه‌ها كم و بیش با آن آشنا هستند، مثل عید نوروز. یعنی از این طریق می‌توانیم برخی سنن ملی را نیز به كودكان تفهیم كنیم.

شما می‌گویید كودكان همه‌ی دنیا زبان مشتركی دارند. این نگاه از جهت آفرینش انسان درست است، یعنی همه‌ی بچه‌ها در خلقت یكسان‌اند. حال پرسش این‌جاست كه چطور یك كودك آلمانی و یك كودك ایرانی با یك موسیقی مشترك می‌توانند رشد كنند، اما وقتی بزرگ‌تر شدند، او بتهوون گوش می‌كند و این یكی درویش خان؟ یعنی این مرزبندی از كی آغاز می‌شود؟

ببینید، زبان موسیقی با زبان گفتاری متفاوت است. ما از شعر حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی استفاده می‌كنیم و آن‌ها از اشعار گوته و دیگر شعرای المانی، درنتیجه آن‌ها فرهنگ خودشان را دارند، ما هم فرهنگ خودمان را و اقوام دیگر نیز به همین ترتیب. ولی كودكان چون خصوصیات‌شان یكسان است، درنتیجه یك مقدار موسیقی‌شان می‌تواند مشابه باشد.
شما می‌گویید كه تمام كودكان جهان باید با یك نوع موسیقی رشد كنند و احتمالاً آن یك نوع هم، همان چارچوب موسیقی كلاسیك غربی است، حال كودكی كه در ایران متولد شده و می‌خواهد رشد كند، كی باید افشاری یاد بگیرد یا گوش‌اش به نغمه‌های سه‌گاه آشنا شود؟ چون به هرحال ایرانی است.
كودكان در سن رشد با شرایط موجود و اطراف خود آشنا می‌شوند و بعد كه به سن جوانی و بالاتر می‌رسند، كم‌كم با این مسایل خو می‌گیرند و هنگام تحصیل نیز همان‌طور كه با تاریخ و جغرافیای كشورشان آشنا می‌شوند، این چیزها را هم یاد می‌گیرند، به‌ویژه آن‌كه در شرایط حاضر با وجود وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو، تلویزیون، CD و چیزهای دیگر، امكان یادگیری زیاد شده است. پس از این جهت مشكلی پیش نمی‌آید و به هرحال شرایط زمان آن‌ها را می‌آموزد.

آیا شما قائل به این هستید كه ما چیزی به نام «موسیقی كودك ایرانی» ارائه دهیم؟

من نمی‌خواهم این مرزبندی بشود. ما می‌توانیم از موسیقی‌های مختلف استفاده كنیم. ممكن است به موسیقی چینی یا ژاپنی خیلی نزدیك نباشیم، ولی با تجربه‌ای كه من دارم، می‌دانم كه می‌توانیم با موسیقی اروپا ارتباطی كاملاً فرهنگی داشته باشیم. من از این جهت مشكلی نمی‌بینم.

به نظر من، شما دنبال یك زبان مشترك در موسیقی كودك می‌گردید.

بله، ما می‌توانیم این كار را بكنیم، ولی منظور آن نیست كه موسیقی خودمان را فراموش كنیم. البته نباید از انصاف گذشت كه موسیقی ما به علت تاریخ پرمخاطره‌ای كه داشته‌ایم، از غم و حزن زیادی برخوردار است و اگر بخواهیم از این‌جا شروع كنیم، برای موسیقی كودك مساعد نیست. در موسیقی ما گوشه‌هایی هست مثل «حزین»، «غم‌انگیز»، «داد»، «بیداد» و... كه اسم و شعر و مفهوم آن‌ها نیز غم‌انگیز و با فضاهایی این‌چنین است. این‌ها مسایلی است كه واقعاً باید اعتراف كرد. این‌ها مربوط به تاریخ گذشته‌ی ماست و ما هم نمی‌توانیم تاریخ گذشته را عوض كنیم. البته بزرگسالان با موسیقی سنتی می‌توانند ارتباط برقرار كنند، ولی برای كودكان مناسب نیست، روحیه‌ی آن‌ها را خموده و آزرده می‌كند و به‌طور غیرمستقیم اثر نامطلوب روی آن‌ها می‌گذارد.

با توجه به این‌كه غم و شادی در زندگی مكمل یكدیگرند، چرا باید غم را حذف كنیم؟

ببینید اگر ما موسیقی را به غم بكشیم، كودك ممكن است رشد جسمی داشته باشد، اما رشد فكری و عقلی‌اش لطمه می‌خورد. البته منظور این نیست كه به‌طور كامل حذف شود. یونسكو سال 1979 میلادی را سال جهانی كودك اعلام كرد و از كشورهای مختلف خواست در زمینه‌ی كودك هر كاری بلدند، ارائه دهند. من هم قبول كردم و یك اُپرا به نام «مانا و مانی» نوشتم، این اُپرا هم غم دارد و هم شادی، هم شكست دارد و هم پیروزی. من آن را برای همه‌ی كودكان جهان ننوشتم، ولی كودكان جهان می‌توانند مخاطب آن باشند و هر كشوری كه اُپرا دارد می‌تواند به‌راحتی آن را اجرا كند. داستان‌اش هم مربوط به حیوانات است و از جهات مختلف برای كودكان مفید است و می‌تواند شادی‌آور باشد. تِم اصلی اُپرا به بچه‌ها یاد می‌دهد كه چگونه می‌توانند با هم‌كاری بر مشكلات پیروز شوند. امسال هم قرار است این اپرا بعد از 24 سال برای نخستین بار روی صحنه برود. ما باید از همه‌نوع موسیقی تك‌صدایی، جمعی، سازی و آوازی شادی‌بخش، كه برای بچه‌ها قابل درك باشد، استفاده كنیم. من حزن را توصیه نمی‌كنم، چون این‌ها آینده‌ساز فردا هستند، باید مراقب‌شان باشیم.

داستان اپرای مانا و مانی را از كجا گرفتید؟

در همان سالی كه به نام سال جهانی كودك نام‌گذاری شد، با یكی از دوستانم به نام آقای محمدتقی كهنمویی كه ایشان هم به كار بچه‌ها از نظر شعر و كلام علاقه‌مند بودند، مشورت‌هایی داشتیم و داستان اُپرا شكل گرفت. بعد به زبان آلمانی و انگلیسی هم ترجمه شد و برگردان فرانسوی نیز در دست اقدام است. زبان‌های دیگری هم امكان دارد، اسپانیولی، تركی و... حتی به‌طور كارتون و عروسكی هم می‌شود كار كرد و به نظر من این هدیه‌ای است از طرف شرق به تمام بچه‌های دنیا كه آینده‌سازان جهان‌اند. از نگاه دیگر، ارائه‌ی این‌گونه كارها یك مقدار ذهنیت منفی جهان خارج را نسبت به ما عوض می‌كنند. البته ما از نظر شعر و فرهنگ و ادب خیلی غنی هستیم، منتها باید در جهان امروز با شیوه‌های نوین بتوانیم حرف خود را بزنیم.

آیا ما می‌توانیم بر اساس داستان‌های ملی نظیر شاهنامه، یك روایت موسیقایی و كودكانه ارائه دهیم؟

بله می‌توانیم، ولی باید نویسنده‌هایی كه با ذهنیت كودكان آشنا هستند، این‌ها را بازنویسی كنند. لازمه‌اش هم‌كاری شاعر و آهنگ‌ساز است.

یكی از ویژگی‌های موسیقی ایرانی برخورداری از یك نوع خاص ریتم شش هشتم است كه در بین عوام به «شش و هشت» موسوم است و بسیار شاد و پرانرژی است. به نظر شما آیا این ریتم ایرانی قابلیت كاربری موسیقی كودك را دارد؟

من شخصاً از نقطه‌نظر موسیقی توصیه نمی‌كنم، زیرا استعداد این نوع شش هشتم‌ها برای ابتذال زیاد است و متأسفانه یك مقدار هم مبالغه كرده‌اند. در مجموع خیلی عامه‌پسند است و سطح فرهنگی‌اش نیز پایین است و این‌ها را من برای موسیقی كودك صلاح نمی‌دانم.

حتی اگر به صورت گذرا در یك قطعه استفاده شود؟

خود من كم و بیش استفاده كرده‌ام. در همین اُپرای مانا و مانی جایی كه خرگوش‌ها آواز می‌خوانند، شش هشتم است. بنابراین می‌شود كار كرد، منتها در حد یك كار فرهنگی نه یك كار مبتذل. من در قطعه‌ای از سوئیت بیژن و منیژه، مقداری شش هشتم به كار بردم. این‌ها در جای خودش ممكن است برای شنونده خوب باشد،‌ولی زیاده‌روی در آن مبالغه خواهد بود و كودكان را اگر از اول به این سو بكشیم، خطا كرده‌ایم، چون ذوق آنها را تنزل داده‌ایم.

از سبك‌ها و گونه‌های مختلف موسیقی جهان، كدام گزینه برای ورود به دنیای موسیقی كودك مناسب‌تر است؟

زمانی‌كه من مسئول هنرستان موسیقی بودم، دو جلد كتاب چاپ كردم كه نت‌های آن برگرفته از یك كتاب آلمانی بود و اشعارش را هم یكی از هم‌كاران به زبان فارسی سرود. محتوای آن از نظر شعر بسیار ساده و موسیقی‌اش اغلب دارای میزان‌بندی‌های ساده‌ی «دوچهارم» است. به نظر من این شكل باید استفاده بشود و می‌تواند یك الگوی جهانی باشد.

و احتمالاً منظور شما همان چارچوب موسیقی كلاسیك است كه در حال حاضر فرهنگ غالب در آموزش موسیقی است؟

ما تكنولوژی دنیا را پذیرفتیم، زندگی ما و سایر مردم جهان با دویست سال پیش بسیار تغییر كرده است. اكنون ما عضوی از جامعه‌ی جهانی هستیم. از برق و تلویزیون و غیره استفاده می‌كنیم. لازم نیست همه‌ی این كارها را خودمان انجام دهیم، ولی چه بهتر كه خودمان هم نقشی داشته باشیم. خیلی از كارها در گذشته صورت گرفته است و الان هم انجام می‌شود. به لحاظ موسیقی هم ما می‌توانیم از این زیربنا استفاده كنیم.

تشخیص ضعف و قوت یك كار كودكانه با كیست؟ منظورم این است كه آیا خود كودك به‌عنوان مخاطب اصلی می‌تواند یك عامل تعیین‌كننده‌ی كیفیت موسیقی مربوط به خودش باشد؟

ما همان‌طور كه پزشك متخصص كودك داریم و سلامت كودك را نمی‌توانیم به دست خودش بسپاریم، كارشناس موسیقی كودك هم باید داشته باشیم. افرادی كه روان‌شناسی خوانده‌اند و به روحیات كودك آشنایی دارند، آن‌ها باید نظر بدهند و بهتر است به صورت شورایی به این مسأله بپردازند. خود من در كار نوشتن اُپرای مانا و مانی از نظرات دوستان مختلف بهره بردم و ممنون ایشان هستم.

پس كودك به‌عنوان مخاطب مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟

باید توجه كنیم، یعنی وظیفه‌ی ماست كه به كودكان بها بدهیم و از نظر موسیقی آن‌ها را آدم‌های بافرهنگی بار آوریم. این به رشد فكری و حتی جسمی آن‌ها خیلی كمك می‌كند.

خود شما هنگام تصنیف موسیقی برای بزرگ‌سالان، صرفاً نظر خود را لحاظ می‌كنید یا به مخاطب هم نظر دارید؟

اگر موسیقی برای مخاطب معین باشد، بله، ولی در موسیقی‌ای كه با كلام و داستان همراه است، باید دنباله‌رو داستان و كلام باشیم. در اُپرای مانا و مانی من داستان را از نظر پستی و بلندی آن دنبال كردم و موسیقی را از خود كلام گرفتم، یعنی برای شخصیتی مثل گرگ جدا فكر كردم و برای آن دختری كه گرگ بره‌اش را می‌برد، جدا. این شخصیت‌ها كاملاً مستقل هستند.

در پایان اگر توضیحی دارید، بفرمایید.

من باید از بخش دولتی خواهش كنم كه به فعالیت‌هایی كه در زمینه‌ی موسیقی كودك می‌شود، بهای بیش‌تری بدهند. الان یك موسیقی خیلی ساده و پیش پا افتاده را با شعر كودك همراه می‌كنند و به نام موسیقی كودك ارائه می‌دهند، این موسیقی كودك نیست و نمی‌تواند آن شخصیت موسیقی كودك را داشته باشد. بخش دولتی با امكاناتی كه در اختیار دارد، می‌تواند به این مسأله سامان بدهد. همان‌طور كه به بهداشت جسمانی كودكان توجه می‌شود، باید به بهداشت فكری و فرهنگی آن‌ها نیز توجه شود. تصور نكنند كار كودك چون كودكانه است، پس اهمیت ندارد. همچنان كه برای سلامت جسم كودك تلاش می‌كنیم؛ برای سلامت روح او نیز باید تلاش كنیم.

خیلی از شما سپاس‌گزارم.

منبع: انتشارات سوره مهر




چهارشنبه 25 شهریور 1388 نظرات گفتگو و مصاحبه (talks) ،



صفحات سایت



مطالب گذشته
.: پاندورا
.: بربط
.: بالالایكا
.: باغلاما
.: رباب 2
.: نی 2
.: دانلود آهنگ سلطان قلبها
.: بیو گرافی پاکو دلوچیا
.: ترجمه فارسی و متن و آکورد و نت آهنگ پرطرفدار Nothing Else Matters از گروه Metallica (متالیکا)
.: دانشکده موسیقی منهتن
.: کنسرت موسیقی دستگاهی ایران در ارسباران
.: خدایی: آرزو دارم اپرای مولوی اجرای زنده بشود
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VIII)
.: نگاهی به کارنامه شهرام ناظری
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور
.: لیست کامل مطالب ارسالی


نظرسنجی
شما چه سازی را دوست دارید یا می نوازید؟










صفحات جانبی

لینک دوستان
گیتارینه
my song book
fender
guitar center
Daddario

آرشیو


وب ما


Designed By: sinaP