تبلیغات
وب مرجع علم موسیقی - گفتگو و آشنایی با انریكو مورنته Enrique Morente



وب مرجع علم موسیقی

درباره وبلاگ


موضوعات
guitar ( گیتار کلاسیک ) (3)
guitar (گیتار آکوستیک) (4)
guitar (گیتار الکتریکی) (1)
ساز کوبه‌ای (coubei) (15)
کمانچه (kamanche) (1)
بالالایكا (balalayka) (1)
باغلاما (baghlama) (1)
قیچک (ghiechak) (1)
قانون (ghanoon) (4)
سنتور (santoor) (4)
تنبور (tanboor) (1)
سه تار (setar) (2)
سورنا (sorna) (1)
بربط (barbat) (2)
رباب (robab) (2)
سیتار (sitar) (1)
دوتار (dotar) (2)
نت (note) (13)
عود (oud) (1)
نی (ney) (2)
تار (tar) (2)
اخبار (news) (4)
دانلود (download) (13)
نکات جالب (points) (3)
poster (عکس ساز) (1)
سؤال و جواب (q & a) (1)
زندگینامه (biography) (2)
گفتگو و مصاحبه (talks) (39)
اطلاعات موسیقی (info) (23)
تحصیل موسیقی (study) (2)
گیتاریست های ایرانی (g per) (10)
سخن بزرگان درباره موسیقی (speech) (13)

پیوندهای روزانه
"بهترین منبع مطالب علمی"
وب گالری مرجع علم موسیقی
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

جستجو


آمار سایت
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

وب مرجع علم موسیقی

برای ثبت نام در تبلیغات به آدرس sptabligh@gmail.com ایمیل بفرستید




تبلیغات سایت


.::گفتگو و آشنایی با انریكو مورنته Enrique Morente::.

هنرمند اهل البنیز مسیر غیر قابل پیش بینی هنری و حیاتی اش را همچنان ادامه میدهد. با آن یال و آوای شیر مانندش، اشعار ی که در وصف جنگهای استقلال طلبانه است را فریاد میزند. از تردیدهایش  و از ساختار آوایی مخلوق خودش لذت برده و آنرا چونان پانزده ساله ای مشتاق عرضه می کند.

با او به صرف قهوه در سالن پذیرایی خانه اش قرار می گذاریم، جایی که از  دور از مرکز خرید رسترو  است. قبلاً از پپه ابیچوئلا که انریکه با او در حال کابل کشی محلی برای اجرای موسیقی راک بود خداحافظی کرده بودم . کلاهم را برمی دارم و روی گیتارم میگذارم، مقابل پنجرهای که به میدانی باز می شود که یکشنبه ها در آن کارت تبریک و ترانه رد و بدل می شود. تا سپری شدن عصر به صحبت کردن در آن می گذرد. و من صبح هنگام دوست دارم به مورنته گوش کنم.

» آن مرحله از تردیدها یی که همه ما در  نوجوانی و جوانی داریم آیا تو نیز داشته ای؟

 در مورد من باید بگویم که پر از شک و تردید بودم. پر از تردید، هیچ اطمینان کاملی وجود نداشت، نه ثباتی، نه تحقیقی، نه آمادگی، هیچ . از بچگی در مشاغل مختلف کار کرده بودم.  از پادویی "لیسه او  د گرانادا" گرفته تا نقره سازی با استاد "بوئن دیا"  و حتی کارهای  کوچک  دیگری چون خواندن در گروه کر کلیسا.

» این حکایت خواندن در گروه کر همیشه در بیوگرافی شما وجود دارد.

از هم  نسل های من  کسی را می شناسید که  دستیار کشیش یا گاو باز نبوده باشد؟هر دو این ها بسیار عادی بودند.

» آیا تو می دانستی که خواننده خواهی شد؟

نه زیاد. من آواز می خواندم ولی رویای خواننده شدن یا گاو باز شدن را در سر می پروراندم، ولی هیچ وقت فکر بوکسور شدن نمی کردم چون همیشه ضعیف بودم. ولی نمی توانستم این فکر را هم بکنم که در دنیای خوانندگی جایگاه کوچکی داشته باشم.

» از کجا متوجه این مسئله شدید؟

من این سؤال را بارها از خودم پرسیده ام. خوانندگی شغل من نبود . من فقط دلم می خواست نا آرامی هایم را از راه خواندن نشان دهم.

» ولی بعدها با کارهایی که اجرا کردی ...

اتفاقی نبود، باید از چیزی پیروی کرد. شاید به این خاطر است که من به منطقه ای از اروپا تعلق دارم که معمولاً خواننده پرور  یا  گیتاریست پرور است. فلامنکو امروز در جهان در رأس قرار دارد. خارجی ها می توانند برقصند و حتی می شود گیتاری خرید و خوب نواخت  حتی اگر به خوبی پپه آبیچوئلا نواخته نشود. ولی چطور می توان غروری که ما نسبت به خوانندگانمان داریم را به بچه هایی که از خارج می آیند بفروشیم؟

» من هیچ مغازه ای را نمیشناسم که آن را بفروشد .

می خواهم ببینم آیا می توان آنرا در  مغازه ای در آلبایسین یا جای دیگری فروخت.....

» مشخص است که محیط جغرافیایی اساسی است،   مانند چشمه ای از فرهنگ می ماند.

به نظر می رسد که برای خواننده شدن و فلامنکو نواز شدن باید در خانواده های خاص یا محله های خاصی به دنیا بیایی. تاریخچه فلامنکو که امروزه بسیار گسترش یافته است اما در این یک مورد اشتباه کرده است. این واقعیتی مطلق نیست زیرا همیشه خوانندگانی سراسر آندلس  یا اسپانیا بوده اند و من یک نمونه  از آن هستم. وقتی خواننده ای متولد  می شود نه فقط به خاطر سنت خانوادگی اش است . چطور ممکن است سبزه ای در بالکن طبقه اول خانه ای بروید بدون اینکه کسی آن را کاشته باشد؟

در شمال اسپانیا انجیر زاری است که از دل سنگها روییده . 

شما فکر می کنید که آیا این انجیر زار در زوریخ می روید؟ آنجا بانک ها و ساعت ها می رویند. نکته ای جادویی و وصف ناپذیر در نسل خود انگیخته وجود دارد.

وقتی شاخه ای می روید جلویش را نمی شود گرفت.

چه کسی می تواند جلوی آواز خواندن کسی را که در "توره د کمپو" یا در "والدراما"  نخود و لوبیا می فروشد  بگیرد. این صدا از کجا می آید؟چه بلایی سر این صدا می آید؟ آنرا دور می اندازیم؟...نه مال "خرس" است نه مال "کادیس" و نه "تیرانا"، سرزمینهایی که می پرستمشان. من معتقدم  ما فلامنکو نواز هستیم زیرا در سرزمین موسیقی فلامنکو به دنیا آمده ایم. من زمانی را که فستیوال "استره یا" شروع شده بود را به یاد دارم آن موقع تو به من گفتی  در این میدان نباید برده آوازهای خودت باشی. من برده آوازهای خودم نیستم.  فردا می توانم همین چیزها را به تو بگویم اما به صورتی دیگر، یا آزاد هستم آنرا تغییر دهم. من بارها اشتباه کرده ام اما مهم حفظ یکنواختی کار است. ما همانند آنچه که دلمان می خواهد نیستیم بلکه آن چیزی هستیم که خلق شده ایم .

» هنرمندانی وجود دارند که درک کلام آنها آسان تر از سایرین است . چرا؟

من فکر نمی کنم برای درک آثار من نیاز به مطالعه زیاد باشد. آثار مورنته و انریکه سهل الادراک هستند ، همه حتی یک نوازنده یا یک خواننده دوره گرد آنها را درک میکند.

» در آثارتان از چه الگویی پیروی می کنید؟

من فکر می کنم شعر  و آزادی الگو هستند. ولی از همه مهمتر ترانه ایست که خوانده می شود.

» شما روی این موضوع وسواس زیادی دارید؟ 

چرا ترانه خوانده می شود؟ چه الفاظی را می خوانید؟ موسیقی همیشه قانون داشته ، موسیقی بد وجود ندارد.بدترین نوع موسیقی را در عرض دو دقیقه می توان درست کرد، اما یک ترانه بد را هرگز نمی توان درست کرد.

» شما کی به اهمیت این موضوع پی بردید؟

خیلی زود، من در این مورد یسیار به خواننده هایی همچون "پپه ماترونا" و "الیاس ترس" مدیونم ، چون بسیار با دقت و وسواسی بودند ، آنها زیاد مردمی نبودند ولی کیفیت کارشان بالا بود. اصول کار من بر این استوار است، بر اشعاری چون اشعار غنی فرهنگی، آثار میگل ارناندث ، لورکا وغیره.من دیگر تبدیل به یک آشنای واقعی و علاقمند فلامنکوی مردمی شده ام.

» الیاس ترس  که بود؟

او یک عرب علاقمند به فلامنکو بود که با او  در مادرید در کنسرت "ماترونا " آشنا شدم. ماترونا یکی از دوستان او بود ، اما هیچ گاه بر من تأثیر گذار نبود .

» جریان پنیاراتا با ماترونا چه بود؟

جریانش با مزه است. این درست است که مالاگنیای اجرا شده توسط پنیاراتا را من به همه شناساندم ، زیرا آنرا در اولین آلبومم ضبط کرده بودم و بر سر همه زبانها افتاد. و نام آنرا من از روی شجاعتم رویش گذاشتم، چون آدم در جوانی سر نترس دارد.  ماترونا مرا سرزنش کرد و گفت چه کسی به تو گفته است که این مالاگنیا مال پنیاراتاست؟

من جواب دادم: از شما شنیدم. و او پاسخ داد: نه، من به تو گفتم که، فکر  میکنم وتو آنرا جدی گرفتی. حالا چه کار کنیم؟.پس چهل سال عقب بر می گردیم. من این مالاگنیا را به همه معرفی کردم و طی سالهایی که طرفداران زیادی نداشتم بر سر زبانها بوده . با پرداختن به داستانی که چهل سال از آن گذشته مطمئنم که دوباره دارند دنبال ریشه های مالاگنیا می گردند. آنچه را که نمی دانند این است که چون من برده حرفهایم نیستم شاید سال دیگر بگویم حرفی که پارسال زدم شوخی بوده.

» افرادی وجود دارند که طرفدار مورنته نیستند. در این مورد چه نظری دارید؟

در این مورد   نگرانی زیادی ندارم، معتقدم که مردم اغراق کرده اند . افرادی هستند که معتقدند هیچ گاه نباید کاری مثل کاری که برای امگا کرده ام بکنند، منتقدانی که سالها ی زیادی تجربه دارند. ولی من از مردم ناراحت نیستم. من دوستان زیادی دارم و احساس می کنم خوش شانس هستم.

برای امگا گذشته و آینده ای هست . بسیاری از منتقدان جرأت انتقاد از آن را طی سالیان متمادی نداشته اند.

گذشته دیگر گذشته، در مورد شخص من بله باید بگویم که بسیار مهم بوده است.

احساسی را که وقتی اولین باری  به آن گوش دادم را به یاد دارم  . در تأتر آلبنیز بود، مثل توماتیتو یک رسیتال کلاسیک اجرا می کردی و من به صندلی میخکوب شده بودم.

می دانم چه می گویی از این سورپرایز بسیار خوشم می آمد . هنر اگر تأثیر گذار نباشد، اگر به مخاطب انتقال نیابد زیاد جذاب نخواهد بود. من کاری را که حس مرا به دیگران منتقل کند دوست دارم.

 

 

 

 

 

flamenconews.ir                اختصاصی    
flamenconews@gmail.com مهتاب كاوه آهنگری

 




شنبه 29 اسفند 1388 نظرات گفتگو و مصاحبه (talks) ،



صفحات سایت



مطالب گذشته
.: پاندورا
.: بربط
.: بالالایكا
.: باغلاما
.: رباب 2
.: نی 2
.: دانلود آهنگ سلطان قلبها
.: بیو گرافی پاکو دلوچیا
.: ترجمه فارسی و متن و آکورد و نت آهنگ پرطرفدار Nothing Else Matters از گروه Metallica (متالیکا)
.: دانشکده موسیقی منهتن
.: کنسرت موسیقی دستگاهی ایران در ارسباران
.: خدایی: آرزو دارم اپرای مولوی اجرای زنده بشود
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VIII)
.: نگاهی به کارنامه شهرام ناظری
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور
.: لیست کامل مطالب ارسالی


نظرسنجی
شما چه سازی را دوست دارید یا می نوازید؟










صفحات جانبی

لینک دوستان
گیتارینه
my song book
fender
guitar center
Daddario

آرشیو


وب ما


Designed By: sinaP