تبلیغات
وب مرجع علم موسیقی - شاگردی که از استادش سخن می گوید



وب مرجع علم موسیقی

درباره وبلاگ


موضوعات
guitar ( گیتار کلاسیک ) (3)
guitar (گیتار آکوستیک) (4)
guitar (گیتار الکتریکی) (1)
ساز کوبه‌ای (coubei) (15)
کمانچه (kamanche) (1)
بالالایكا (balalayka) (1)
باغلاما (baghlama) (1)
قیچک (ghiechak) (1)
قانون (ghanoon) (4)
سنتور (santoor) (4)
تنبور (tanboor) (1)
سه تار (setar) (2)
سورنا (sorna) (1)
بربط (barbat) (2)
رباب (robab) (2)
سیتار (sitar) (1)
دوتار (dotar) (2)
نت (note) (13)
عود (oud) (1)
نی (ney) (2)
تار (tar) (2)
اخبار (news) (4)
دانلود (download) (13)
نکات جالب (points) (3)
poster (عکس ساز) (1)
سؤال و جواب (q & a) (1)
زندگینامه (biography) (2)
گفتگو و مصاحبه (talks) (39)
اطلاعات موسیقی (info) (23)
تحصیل موسیقی (study) (2)
گیتاریست های ایرانی (g per) (10)
سخن بزرگان درباره موسیقی (speech) (13)

پیوندهای روزانه
"بهترین منبع مطالب علمی"
وب گالری مرجع علم موسیقی
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

جستجو


آمار سایت
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

وب مرجع علم موسیقی

برای ثبت نام در تبلیغات به آدرس sptabligh@gmail.com ایمیل بفرستید




تبلیغات سایت


.::شاگردی که از استادش سخن می گوید::.

*آقای دلنوازی! چرا موسیقی ایرانی را انتخاب كردید؟
- من از سنین كودكی به موسیقی علاقه مند بودم و به رغم آنكه آشنایی چندانی نداشتم ولی به محض اینكه از رادیو برنامه گلها پخش می شد گوشهایم را تیز می كردم. با توجه به اینكه برادر بزرگتر من در هنرستان موسیقی ملی مشغول تحصیل بود و پدرم هم علاقه فراوانی به موسیقی داشت، همه اینها انگیزه ام را بیشتر كرد تا موسیقی را به طور جدی پیگیری كنم. بنابراین پدرم من را از كلاس پنجم به هنرستان موسیقی ملی درخیابان كاخ فرستادند. ابتدا یك سالی كلارینت زدم ولی همان زمانها احساس كردم با ساز تار بهتر می توانم ارتباط برقرار كنم. بعداز مدتی توانستم فراگیری تار را در محضر استاد هوشنگ ظریف شروع كنم و تا حدودی نشان دادم كه می توانم در این ساز پیشرفت كنم.
* برای ما از همكاری خود با استاد پایور بگویید؟
- زمان آغاز به كارحرفه ای من سال ۱۳۵۸ بود كه وارد مركز حفظ و اشاعه موسیقی، وابسته به صدا و سیما شدم. شروع فعالیت من با آقای پایور هم همان سالهای
۵۸-۵۷ بود، به مناسبت بزرگداشتی كه می خواستند برای استاد وزیری (علینقی خان وزیری) بگیرند، استاد پایور دو شب اجرای كنسرت داشتند. در بخشی از برنامه من و برادرم قطعه ای از ساخته های علینقی  خان وزیری را اجرا كردیم درواقع این برنامه اولین فعالیت من با استاد پایور بود.
* در همان سالها واردگروه استاد پایور شدید؟
- به طور رسمی وارد گروه ایشان نشدم؛ از آنجایی كه با استاد شروع به همكاری كردم، احساسم این بود كه می توانم از این استاد بزرگ خیلی چیزها یاد بگیرم. در همان جا بود كه تصمیم گرفتم ارتباطم را با ایشان نزدیكتر كنم. چون به نحوه كار و سبك استاد خیلی علاقه مند بودم. در همان سالها از ایشان خواهش می كردم نت تار قطعاتی كه آقای ظریف با آقای پایور در اركستر اجرا می كردند را به من بدهند تا بتوانم استفاده كنم كه گاهاً این نتها را از خود آقای پایور می گرفتم و ایشان هم خیلی محبت داشتند. آن زمان كه ۱۶-۱۵ ساله بودم، هزینه فتوكپی برای بچه های محصل مقداری بالا بود، اما استاد پایور بدون اینكه خود، به این قضیه توجه داشته باشند، نتها را فتوكپی می كرد و به ما می داد.
همین ارتباطات باعث شد كه من به قطعات ایشان بیشتر علاقه مند شوم و استاد هم وقتی آن شور و اشتیاق را در من دیدند خودشان هم راغب شدند كه به تدریج من را وارد كار كنند كه اولین ارتباط كاری من با استاد همان سال ۱۳۵۸ در بزرگداشت علینقی وزیری بود كه بعداز این برنامه من به شكل خیلی آزاد خدمت ایشان می رفتم و از محضرشان استفاده می كردم.
* اولین كار آهنگسازی شما به چه زمانی بازمی گردد؟
- استاد پایور توصیه هایی برای نوازندگی من داشتند كه آنها را به كار می گرفتم تا اینكه مرا تشویق كردند، قطعه ای برای تار و سنتور بنویسم. اولین كار جدی كه من تحت نظر ایشان ساختم و به چاپ رساندم، «قطعه سارنگ» است كه برای دو ساز تار و سنتور ساخته و نوشته شده بود. این قطعه داستان یك پرنده خوش آواز- تیز پرواز است كه من تمام مراحل زندگی این پرنده را (تولد- زندگی- پرواز كردن ها و...) با موسیقی نشان دادم. یك سال تمام به اتفاق دوست عزیزم آقای ثابت خدمت آقای پایور می رفتیم و قطعه را برای ایشان اجرا می كردیم و استاد هم نكاتی كه برای اصلاح قطعه لازم بود را به ما می گفتند و حتی استاد برای ما امكان تمرین ساز را در منزلشان ایجاد می كردند كه ما زیاد اذیت نشویم و اگر لازم است همان جا تمرین كنیم.
* همنشینی و كار با استادپایور، خاطرات فراوانی را در ذهن شما به جا گذاشته است، از این خاطرات برای ما بگویید؟
- خاطره زیاد است. خاطره ای كه برای من همیشه جذاب و خنده دار بوده را برای شما نقل می كنم. در آن زمانها كه خدمت ایشان می رفتیم، منظورم زمان تمرین قطعه سارنگ است، روزی كه رفته بودیم برای اینكه قطعه تمام شده را تحویل دهیم استاد گفتند: «ناهار را باید پیش من بمانید» از ساعت ۹ صبح به اتفاق آقای ثابت تمرین می كردیم. استاد در زمان استراحت بین تمرینها برای ما میوه، چای، شیرینی می آوردند تا اینكه بین ساعت ۵/۱ _ ۱ بود كه استاد گفت: «بچه ها ناهار حاضر است» ایشان از آنجایی كه دستپخت خیلی خوبی هم داشتند سبزی پلو باماهی (تن ماهی) درست كرده بودند. استاد به اندازه ۶ نفر غذا درست كرده بودند در حالی كه ما ۳ نفر بودیم ایشان سهم خود را برداشتند و گفتند: «مابقی برای شما دو نفر است» ما هم در آن زمانها جوان بودیم و توانایی داشتیم؛ خلاصه من و آقای ثابت قابلمه را تمام كردیم، بعداز اینكه كارمان تمام شد چون استاد می خواستند استراحت كنند به طرف منزل آمدیم یادم نمی رود، نزدیكی های منزل بود كه سر من داشت گیج می رفت.
البته از بابتی می ترسیدیم كه نخوریم، از یك بابت هم برای ما جالب بود كه ایشان توجه داشتند كه دو نفر جوان اینجا هستند و باید انرژی داشته باشند. به هر حال استاد غذا درست كرده بود به عشق اینكه دو تن از شاگردانش مشغول تمرین هستند. من در منزل ایشان احساس راحتی داشتم و ارتباط من با استاد یك ارتباط پدر و فرزندی و كاملاً خالصانه بود.
وقتی با استاد به سفر می رفتیم همیشه ساعت ۶ صبح ما را بیدار می كردند كه راه برویم. البته هیچ وقت در اتاق را نمی زدند كه ساعت ۶ است بیدار شو. در راهرو به نوعی سر و صدای كمی می كردند به این معنی كه وقت پیاده روی است. اگر می خواهی بیدار شو كه من هم بیدار می شدم و ایشان را همراهی می كردم.
* آیا شما هم با شاگردهایتان همین ارتباط صمیمی را دارید؟
- بله. درواقع ما به نوعی از استاد یاد گرفتیم. نه تنها این موضوع بلكه مسائل اجتماعی زیادی را یاد گرفته ایم.
خود من هم سعی می كنم كه با شاگردانم یك ارتباط عاطفی داشته باشم. فقط این نباشد كه ساز به آنها یاد بدهم.
* شنیده ایم كه استاد پایور از شیوه مدیریتی خاص و منظمی برخوردارند آیا این شیوه در شما هم اثر گذاشته است؟
- خیلی زیاد. چون شكل گیری شخصیت كاری من برای این كه بتوانم یك اركستر را اداره كنم از زمانی ایجاد شد كه خدمت استاد پایور بودم و نظم و انضباط و دیسیپلین ایشان كاملاً در كارهایم مؤثر بود. در اینجا خاطره دیگری به ذهنم می آید كه برای شما می گویم: زمانی كه ۱۷ یا ۱۸ سال بیشتر نداشتم قرار بود كه روزی بروم و از ایشان نتی بگیرم. فصل تابستان بود منزل ایشان اقدسیه و ما هم در خیابان قصر بودیم. قرار من ساعت ۴ عصر بود. اما من برای رفتن به منزل ایشان و گرفتن نت آنقدر شوق داشتم كه ساعت یك پیاده راه افتادم و ساعت سه هم رسیدم. یك ساعت زود رسیده بودم. رفتم مغازه ای نوشابه خوردم تا ساعت چهار شد. رأس ساعت چهار رفتم و در منزل استاد را زدم. گفت: «بیا تو.» دیدم آقای پایور به اتفاق آقای ظریف مشغول تمرین هستند كه نشستم و استاد برای من نوشابه آورد بعد استاد گفت: «بابا جون! شما این جا چه كار می كنی.» گفتم: شما فرمودید من ساعت ۴ بیایم و از شما نتی را بگیرم. گفت: «نشد. اول باید زنگ می زدی كه من دارم می آیم شاید قرار باشد كه من به شما بگویم نیا.» گفتم: ببخشید استاد نمی دانستم باید زنگ بزنم گفت: «این كه به موقع رسیدی عیبی ندارد ولی این كه زنگ نزدی خیلی عیب داشت؛ حالا این دفعه هم برو بعد زنگ بزن و بیا نت را بگیر.» همان جا من یاد گرفتم كه وقتی می خواهم جایی بروم حتی با وجود قرار قبلی باید زنگ بزنم.
* در حال حاضر كه استاد بیمار هستند آیا باز هم با ایشان ارتباط و رفت و آمد دارید؟ چون شنیدم كه ارتباط خوبی با شما دارند؟
- از زمانی كه ایشان به ایران تشریف آوردند، تقریباً ۶ سال می گذرد. مدتی می رفتیم به ایشان سر می زدیم. البته استاد آنقدر بزرگوار و متكی به خود هستند كه هیچ مراقبتی را قبول نمی كنند. در حال حاضر همسرشان زحمت می كشند و از ایشان مراقبت می كنند. ولی شاید تنها كسانی كه روزهای اول پیش ایشان می رفتند من و آقای ثابت- آقای اسماعیلی- آقای ظریف بودیم. دوست نداشتند كه در آن شرایط افراد زیادی به ملاقاتشان بروند. در حال حاضر هم مرتباً تماس تلفنی داریم.
وقتی استاد به ایران آمدند در بیمارستان مهر بستری شدند كه دقیقاً مصادف شده بود با چاپ كتاب مجموعه قطعات مجلسی و مجموعه پیش درآمد و رنگ. من این دو كتاب را برای ساز تار ترجمه كرده بودم كه قبل از رفتنشان به سفر در جریان این كار من بودند. بعد از مدتی این كار من با نام پنجاهمین سال فعالیت استاد پایور حساب شد كه وقتی می رفتم بیمارستان دیدن استاد ،این كتاب را به ایشان نشان دادم، استاد خیلی خیلی خوشحال شدند و گفتند: «انشاءا... كارهای دیگری را كه در دست انجام داریم چاپ شوند.» به نظر من هر شخص دیگری كه جای آقای پایور بود به هر چیزی فكر می كرد جز كتاب و فعالیت های هنری.
كتاب دیگری هست به نام ردیف ها و تصانیف قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی كه آقای پایور برای سازهای كششی نوشتند تا همه بتوانند استفاده كنند؛ قبل از رفتنشان به سفر حدود یك سال بود كه خودشان همین كتاب را برای سازهای مضرابی برمی گرداندند(می نوشتند). تمام مدت من هفته ای یك جلسه خدمت استاد می رفتم و قطعات را با تار برای ایشان می زدم چون كه باید برای ساز مضرابی نوشته می شد. این كتاب هم برای چاپ آماده است.
* آیا كارهای شما از لحاظ فرم اركستری و نوع اجرا شباهتی به كارهای استاد دارند؟
- بله. چون من به سبك اركستری آقای پایور خیلی علاقه مندم و همیشه كارهای ایشان را برای خودم الگو قرار می دادم. به همین دلیل كارهای من رنگ و بوی كارهای ایشان را دارد. حتی در یكی از آخرین مصاحبات از آقای پایور سؤال كردند كه: آقای دلنوازی تار می زند چگونه شاگرد شماست؟ ایشان فرمودند كه: علاوه بر نوازنده های سنتور مثل آقایان ثابت، سینكی و... كه شاگردان من هستند آقای دلنوازی هم كه تار می زند چون نسبت به شاگردان دیگرم بیشتر سبك من را درك كرده و فعالیت كاری شان بیشتر به من نزدیك است. بنابر این ایشان جزو شاگردان من محسوب می شوند و برای من هم افتخاری است كه ایشان من را به شاگردی قبول كردند. ناگفته نماند كه شروع كار من با آقای ظریف در هنرستان موسیقی بود. در واقع به وسیله آقای ظریف با استاد پایور آشنا شدم و ایشان پلی بودند بین من و استاد پایور. در حال حاضر هم پنجمین(آخرین كتابی) كه به توصیه استاد پایور در دست چاپ دارم كتاب ردیف های ابتدایی تار است. روزی من از استاد پرسیدم: برای ردیف های ابتدایی تار باید چه كرد تا ردیفی مثل ردیف ابتدایی سنتور داشته باشیم؟ چون این ردیف ها هم زیباست و هم شاگرد سریعا با موسیقی ایرانی انس می گیرد. ایشان توصیه كردند همین كاری كه من برای سنتور انجام دادم برای تار انجام بده. البته من این جسارت را نداشتم كه خودم بخواهم ردیف بنویسم چون شخصی كه ردیف می نویسد باید به درجات خاصی رسیده باشد و من هنوز قبول ندارم كه به این مرحله رسیدم. بنابر این توصیه استاد را به این شكل عملی كردم كه با اجازه ایشان كتاب ردیف ابتدایی سنتور را برای تار و با تكنیك تار نوشتم: طوری كه هم زیبایی ردیف حفظ شده باشد و هم تكنیكی را كه یك تارنواز می تواند از آن استفاده كند در این ردیف ها گنجاندم.
* در حال حاضر هنرجویان تار از چه كتابی استفاده می كنند؟
- از همان كتاب سومی كه ما در هنرستان موسیقی استفاده می كردیم. كتابی بود كه مرحوم خالقی با كمك موسی معروفی متعلقات شور را دست نویسی كرده بودند كه هنرجویان بعد از كتاب اول و دوم از این كتاب به عنوان كتاب سوم استفاده می كنند ولی به نظر من این كتاب كافی به نظر نمی رسد، چون فقط متعلقات شور می باشد.
با این حال باز هم دلیلی نیست كه این كتاب پس از چاپ مورد استقبال همگان قرار نگیرد. طبق گفته استاد پایور: «برای چاپ یك كتاب ممكن است سالها زحمت بكشید و ۲ یا ۳ برابر زحمتی كه برای چاپ كشیدید زمان می برد تا در جامعه هنری جا بیفتد. یا دستور سنتوری را كه من چهل سال پیش ۱۰۰۰ نسخه از آن را چاپ كردم ۶-۵ سال طول كشید تا این هزار نسخه به فروش برسد؛ بعد از ۱۰ سال مرتباً تجدید چاپ شد.»
* شنیده ایم كه شما به دلیل سابقه كاری و توانایی و تكنیك بالا در تارنوازی در اركستر سمفونیك تركیه پذیرفته شده اید. در این زمینه برای ما بیشتر توضیح بفرمایید؟
- حدود اردیبهشت- خرداد سال ۸۳ بود كه از طرف professor. Seim Akchel كه یكی از بزرگترین رهبران اركستر سمفونیك تركیه است از من دعوتی شد كه برای اجرای كنسرت به كشور تركیه بروم. این اركستر، اركستر فیلارمونیك است كه در سال ۳-۲ نوبت كنسرت می دهند و از سولیست های دنیا دعوت می شود و امسال می خواستند از كشور ایران ساز تار باشد. البته تنها تار نبود، از ۲۳ كشور دنیا سولیست دعوت كرده بودند كه از كشور ایران بنده بودم. به این ترتیب كه كارهای نوازندگان مطرح را به صورت نوار ویدئو برای ایشان فرستادند و ایشان هم من را انتخاب كردند. نمونه كار خود را با اركستر سمفونیك به صورت CD برای من فرستادند، من نمونه را دیدم ولی نمی دانستم باید چه چیزی در كنسرت بزنم. به همین دلیل طی ارتباطی به ایشان گفتم كه باید قطعه ای برای تار و اركستر داشته باشم. ایشان هم تأیید كردند همین باعث شد سراغ كاری بروم كه قبلاً برای نی و ساز زهی نوشته بودم، چون دیدم كه كار قابلیت این را دارد كه برای تار و اركستر سمفونیك اجرا شود. حدود یك ماه و نیم قطعه را جمع آوری كردم و بعد شروع كردم به تنظیم قطعه. كارم را برای ایشان فرستادم و بعد از ۳-۲ هفته گفتند كه كارم مورد قبول واقع شده. در ۲۶ اكتبر ۳ شب برنامه داشتیم دو شب در استانبول و یك شب هم در قونیه بر مزار مولانا. این سفر برای من خیلی جذاب و پربار بود. از این جهت كه در تصور سولیستها و آهنگسازان كشورهای بلوك شرق (اتریش- اكراین- رومانی- مجارستان و...) نمی گنجید كه ایران هم آهنگساز تحصیل كرده و حرفه ای داشته باشد و در واقع تنها سولیستی كه آثار خودش را در كنسرت اجرا كرد من بودم. سولیستهای دیگر آثار اشخاص دیگر را اجرا می كردند.
*آیا تارهایی كه در اركستر سمفونیك تركیه موجود است با تارهای ایران شباهتی دارد؟
- اركستر سمفونیك كشور تركیه اصلاً ساز سنتی ندارد. سازهای اركستر سمفونیك در تمام دنیا سازهای مشخص بین المللی است. در واقع یكی از ویژگی های كار من در اركستر سمفونیك تركیه این بود كه ملودی ایرانی بود با ساز ایرانی ولی اركستراسیون جهانی. یعنی طوری تنظیم شده بود كه با هر اركستر سمفونیك دنیا بشود اجرا كرد.
* اخیراً هم با اركستر سمفونیك تركیه برنامه  داشته اید؟
- در دهه فجر از طرف وزارت ارشاد از P.Seim Akchel دعوتی شد كه به ایران بیایند تا با اركستر سمفونیك ایران به رهبری ایشان برنامه ای اجرا شود. همچنین كار من هم به رهبری ایشان اجرا شود ولی چون وقت كافی نداشتند قرار شد كه در فرصت دیگری این كارها اجرا شود.
* برایمان از معضلات و مشكلات آموزشگاه های موسیقی بگویید؟
- عقیده شخصی من بر این است كه وقتی آموزشگاهی برپا می شود برای اینكه از لحظاتی تأمین شود باید شاگردان زیادی را بپذیرد تا جوابگوی هزینه ها باشد. از طرفی هم همه افرادی كه به آموزشگاه می آیند عاشق موسیقی نیستند بعضی افراد فقط برای سرگرمی می آیند و این عامل در تدریس دوگانگی ایجاد می كند و پایه های تدریس را سست می نماید و ناخودآگاه آدم مجبور می شود مسائل مالی را در اولویت قرار دهد. بنابراین به طور رسمی آموزشگاهی ندارم. یك كلاس خصوصی دارم كه با همسرم در آن فعالیت می كنم. در این كلاس خودم افراد را گزینش می كنم باید معرف داشته باشند و این را هم بدانم كه چه انگیزه ای برای شروع موسیقی دارند كه اگر هم چند سالی پیش ما موسیقی كار كردند وقتی رفتند بتوانند شاگردانی مثل خود را تربیت كنند. در واقع مسائل فرهنگی بیشتر مدنظر است.
* مدتی است كه خانه موسیقی آزمون هایی را برای تأیید صلاحیت مدرسان و آموزشگاه ها آغاز كرده است، نظر شما در این باره چیست؟
- خیلی خوب است. هر كاری كه باعث افزایش سطح كیفی آموزشگاه ها شود، حركت خوبی است.
* آیا همسر و فرزند شما در زمینه موسیقی فعالیت هایی دارند؟ در چه زمینه ای؟
- بله _ پسرم دوم راهنمایی است _ در هنرستان موسیقی ساز ویولن می زند و موسیقی را هم خیلی دوست دارد به استاد پایور علاقه وافری دارد، خانم من (چكاوك یغمایی) كارشناس موسیقی از دانشگاه هنر است. ساز تخصصی ایشان تار می باشد. پیانو و رباب را كه تا به امروز مهجور مانده می زند كه با یكدیگر در داخل و خارج از كشور (یونان، آلمان، اوكراین، ژاپن و چین و...) برنامه هایی اجرای كردیم.
* آیا به غیر از تار ساز دیگری هم می نوازید كه با كدام یك رابطه بیشتری دارید؟
- بله سه تار، تمبك و عود را می زنم. با سنتور آشنایی دارم ولی نمی زنم. برای اینكه بتوانم قابلیت های ساز سنتور را در قطعاتم بیاورم و ارتباطی صمیمی كه من با استاد پایور داشتم باعث شد كه ساز سنتور را خوب بشناسم. با ساز تار و سه تار رابطه بیشتری دارم.
* ِآیا ساعت های خاصی را در روز به موسیقی و تمرین اختصاص می دهید یا اینكه بنا به روحیه و احوالاتتان ساز می زنید؟
- سازهایی را كه لازم بود. در دوران تحصیل بزنیم در زمانی كه وقت بیشتری داشتیم زدیم. طوری كه روزمان را با ساز شروع می كردیم و با ساز هم تمام می كردیم. روزی ۱۰ تا ۱۵ ساعت ساز تمرین می كردیم. اما بعداً كه شاغل شدیم و وقتمان كمتر شد تمرین هر روزه ما هم كمتر شد ولی در حال حاضر از هر فرصتی برای تمرین ساز استفاده می كنم.
* آیا پیگیر آثار تازه موسیقی هستید؟
- بله، اصلاً من و همسرم پیگیر هستیم. چون به این موضوع عقیده دارم كه وقتی شاگردم به من می گوید: موسیقی بد چیست برای اینكه وی را متوجه این مطلب بكنم مقداری با شاگرد صحبت می كنم و بعد كاست را به او می دهم تا گوش دهد. به هر صورت با ارائه مدرك چه صوتی و چه كتبی شاگردم را قانع می كنم. به هر حال آثار هنرمندان را اول با دید پشتیبانی از هنرمند و بعد هم برای كامل شدن آرشیوم حتماً تهیه می كنم.
* موسیقی ایرانی را با اجرای چه كسانی دوست دارید؟
- تار استادان فرهنگ شریف،  جلیل شهناز، هوشنگ ظریف، كمانچه استاد اصغر بهاری، سنتور استاد پایور و البته هنرمندان دیگر را هم كه سال ها زحمت كشیدند، دوست دارم ولی در خلوت خودم از ساز این اساتید استفاده می كنم. اگر بخواهم موسیقی كلاسیك را هم گوش دهم آثار گذشتگان را ترجیح می دهم.
* از فعالیت خودتان در گروه های مختلف و نیز گروه تحت نظر خودتان بگویید؟
- از قدیم اركستری تشكیل دادیم كه این اركستر كارش را همچنان ادامه می دهد. بعضی وقت ها طی سال های گذشته (۱۰ سال گذشته) از وجود شاگردانم _ جوانترها _ و دوستانم استفاده های زیادی كردم به شكلی كه كنسرت هایی در تالار وحدت برگزار كردیم. جذب این افراد در اكستر ما انگیزه ای ایجاد كرد كه موسیقی را به طور جدی تری پیگیری كنند و همه این عوامل باعث شد كه آهنگسازان دیگر هم این افراد را جذب گروه های خود كنند. تا به امروز هم ۲۵ كاست كار كردم. در حال حاضر هم مشغول تهیه كاست بیست و ششم هستم. با وزارت ارشاد هم همكاری های زیادی داشته ام.
* اسم گروهتان چیست؟
- اسم های مختلفی داشتیم اما دیدیم كه در جشنواره تشابه اسمی زیادی دیده می شود. تا اینكه به پیشنهاد استاد پایور اسم گروهم را «دلنوازی» گذاشتم. از ۱۰ سال گذشته تا كنون با این نام مشغول به كار هستیم.
* به عنوان آخرین سؤال وضعیت تحصیل موسیقی در ایران را چگونه می بینید؟
- سؤال سختی پرسیدید. در زمینه موسیقی مشكلات فراوان است به هر حال اساتیدی كه به هنرستان ها دعوت می كنند باید شرایطی را ایجاد كنند تا این اساتید انگیزه ای برای مستمر تدریس كردن در كلاس ها داشته باشد ولی گاهاً اولیاء و مسئولین هنرستان نمی توانند نیازهای اساتید را برآورده كنند. بنابراین به ناچار مجبورند از اساتیدی استفاده كنند كه جوانتر هستند و سطح كاری شان پایین تر است در نتیجه سطح كیفی آموزش كاهش می یابد. پس اگر شرایطی را ایجاد كنند كه از افراد پخته تر استفاده كنند و این اساتید را از نظر مالی تأمین كنند باعث می شود كه این اساتید بیشتر وقتشان را در آنجا بگذرانند. ولی اگر استادی حق الزحمه كافی از هنرستان دریافت نكند ناچار است كه چند جای دیگر هم به فعالیت بپردازد به همین دلیل انرژی خود را بین این چند جا تقسیم می كند و همین باعث می شود كه ارتباطش با هنرستان كمتر شود.
ولی در نهایت در هر جای دنیا كه باشد اگر قرار است شخصی موزیسین شود خواسته اولیه خود فرد بسیار مهم است. چرا كه زمان ما شرایط هنرستان ها بهتر بود ولی با این حال از آن شرایط افراد زیادی بیرون نیامدند. خودم را مثال می زنم، ما وقتی هنرستان می رفتیم تابستان كه می شد ساز را رها نمی كردیم و دنبال استاد بودیم و سعی می كردیم مطالب مورد نیاز خود را از كتاب ها و منابع مختلف استخراج كنیم و خودمان می خواستیم كه پیشرفت كنیم و به هدفمان برسیم.

منبع: همشهری




چهارشنبه 25 شهریور 1388 نظرات گفتگو و مصاحبه (talks) ،



صفحات سایت



مطالب گذشته
.: پاندورا
.: بربط
.: بالالایكا
.: باغلاما
.: رباب 2
.: نی 2
.: دانلود آهنگ سلطان قلبها
.: بیو گرافی پاکو دلوچیا
.: ترجمه فارسی و متن و آکورد و نت آهنگ پرطرفدار Nothing Else Matters از گروه Metallica (متالیکا)
.: دانشکده موسیقی منهتن
.: کنسرت موسیقی دستگاهی ایران در ارسباران
.: خدایی: آرزو دارم اپرای مولوی اجرای زنده بشود
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VIII)
.: نگاهی به کارنامه شهرام ناظری
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور
.: لیست کامل مطالب ارسالی


نظرسنجی
شما چه سازی را دوست دارید یا می نوازید؟










صفحات جانبی

لینک دوستان
گیتارینه
my song book
fender
guitar center
Daddario

آرشیو


وب ما


Designed By: sinaP