تبلیغات
وب مرجع علم موسیقی - مصاحبه "تهران امروز" با "سیامک آقایی"نوازنده سنتور



وب مرجع علم موسیقی

درباره وبلاگ


موضوعات
guitar ( گیتار کلاسیک ) (3)
guitar (گیتار آکوستیک) (4)
guitar (گیتار الکتریکی) (1)
ساز کوبه‌ای (coubei) (15)
کمانچه (kamanche) (1)
بالالایكا (balalayka) (1)
باغلاما (baghlama) (1)
قیچک (ghiechak) (1)
قانون (ghanoon) (4)
سنتور (santoor) (4)
تنبور (tanboor) (1)
سه تار (setar) (2)
سورنا (sorna) (1)
بربط (barbat) (2)
رباب (robab) (2)
سیتار (sitar) (1)
دوتار (dotar) (2)
نت (note) (13)
عود (oud) (1)
نی (ney) (2)
تار (tar) (2)
اخبار (news) (4)
دانلود (download) (13)
نکات جالب (points) (3)
poster (عکس ساز) (1)
سؤال و جواب (q & a) (1)
زندگینامه (biography) (2)
گفتگو و مصاحبه (talks) (39)
اطلاعات موسیقی (info) (23)
تحصیل موسیقی (study) (2)
گیتاریست های ایرانی (g per) (10)
سخن بزرگان درباره موسیقی (speech) (13)

پیوندهای روزانه
"بهترین منبع مطالب علمی"
وب گالری مرجع علم موسیقی
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

جستجو


آمار سایت
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

وب مرجع علم موسیقی

برای ثبت نام در تبلیغات به آدرس sptabligh@gmail.com ایمیل بفرستید




تبلیغات سایت


.::مصاحبه "تهران امروز" با "سیامک آقایی"نوازنده سنتور::.
سوای علاقه شما به سنتور چه نكته یا نكته‌هایی سبب شد كه شما به فكر این بیفتید كه پنج سنتور را همنشین كنید و قطعاتی برای آنها بنویسید؟
وقتی شما به یك سوژه علاقه‌مندید و این علاقه‌مندی باعث می‌شود مدتی روی آن سوژه فكر كنید بعد از مدتی درمی‌یابید این علاقه وجوه گوناگونی پیدا كرده است. مثلا ردیف موسیقی ایرانی را در نظر بگیرید. یك سوژه كلی است اما گردش ملودی، زمانبندی،‌ فواصل و دستگاه‌ها و آوازها، سونوریته، ساز و هر كدام سوژه‌های مستقلی هستند كه به نوع و اندازه خود جای كار كردن دارند. سوژه سنتور و طنین و صدای آن برای من چنین حكمی دارد. من سنتور را از وجوه مختلف دوست دارم و به سمتش حركت كردم. بخش كوچكی از این حركت و این علاقه‌مندی به گروه سنتور تبدیل شده است. بخش دیگرش جمع كردن نزدیك به 50 سنتور در ابعاد مختلف با سونوریته‌های متفاوت است. گروه ما از میان هفت‌ سنتورباس یكی را انتخاب كردیم. من نزدیك به 400 جفت مضراب دارم كه دیدن‌شان من را گیج می‌كند و لذت می‌بخشد. اینكه مضراب وجود دارد خودش یك سوژه است كه می‌توان صفحه‌ها نوشت و ساعت‌ها نواخت و مدت‌ها اندیشه كرد. اگر خوب نگاه كنیم متوجه می‌شویم كه هر پدیده‌ای وجوه مختلفی دارد كه لذت‌های مختلفی می‌بخشد. قدم بعدی این است كه از خودم بپرسم چرا این لذت را به اشتراك نگذارم با دیگران. نی را نمی‌شود خیلی كوتاه و بلند كرد یا همین‌طور تار را. نمی‌توان خیلی دست‌كاری كرد سازها را. اما سنتور این اجازه را به شما می‌دهد. سنتور سازی است دور از بدن و فواصل آلتره ندارد و كوكش محدود است. این محدودیت ما را به فكر رنگ‌آمیزی سنتورها انداخت كه در نهایت یك تركیب متفاوت از خود به جا گذاشت.
آیا سازهای دیگری را هم در این تركیب امتحان كردید؟
سازهای دیگری هم در این تركیب چك كردیم. وقتی ساعت‌ها ملودی نواخته می‌شود یك ساز ریتمیك هم می‌تواند خوب باشد. یا مثلا قیچك باس را هم امتحان كردیم. البته كه جواب می‌داد اما اصرار داشتیم ببینیم آیا امكان دارد آن خاصیت‌ها را با سنتور به وجود بیاوریم. مشكل عمده ما مضرابی بودن و صدای تیز سنتور بود. به همین دلیل دنبال ویژگی‌های كششی می‌گشتیم تا تداعی سازهای كششی بشود. بحث كوبه‌ای‌ها و ریتم را به واسطه ایجاد صداهایی با سنتور حل كردیم و فقط مانند صدای كششی. اعضای گروه ما سال‌ها است كه به شكل‌های حرفه‌ای در گروه‌های مختلف ساز زده‌اند. ما دنبال این بودیم كه در گروه سنتور و توسط همین ساز كمبود سازهای كششی را جبران كنیم. اگر قطعه شالیزار را دقت كنید متوجه می‌شوید كه صدای كششی تداعی می‌شود. ما با كم كردن حجم مضراب،‌بزرگ‌تر كردن نمد و كج زدن بخشی از نمد ساز كه خورده نشده و دور شدن از خرك سعی كردیم این حالت را تداعی كنیم. البته این صدا شبیه خودش است.
سنتور سازی است كه از صدایی تیز و زنگ برخوردار است و تصور اینكه یك روز پنج سنتور در كنار یكدیگر همنوایی كنند بسیار دشوار تلقی می‌شد. هراس نداشتید كه چنین گروهی با این حجم بالای صوتی، مخاطب را پس بزند؟
اتفاق‌های گوناگونی افتاد. كار ما آزمون و خطا بود. تمام تلاش ما این بود كه به جای صدایی تیز و به قولی دندان‌اره‌ای به یك صدای گرد و گرم و منحنی‌دار برسیم. برای همین از میان چندین ساز به این پنج ساز رسیدیم. در واقع سازی كه در این تركیب صدایش بیرون می‌زد به راحتی حذف می‌شد. به عبارتی ما بم‌خوان‌ترین سازهایمان را برای این مجموعه انتخاب كردیم.
در كنار این انتخاب سعی كردیم از تمام عواملی كه تیزی و شدت صدا را كاهش می‌دهد استفاده كنیم. از مضراب گرفته تا چیزی كه زیر سازها گذاشتیم. در واقع هر چیزی كه مربوط به سونوریته می‌شود را دستكاری كردیم تا به آن صدای گرد و منحنی برسیم.
سوال من این بود كه نمی ترسیدید این صدای تیز تماشاگر را اذیت كند؟
اذیت می‌كرد. بحث این است كه نوازندگی ما در این كار به تمامی كشف و تبدیل و تغییر بود. مثلا استفاده از سنتور 12 خرك كار آسانی نیست. در حالی كه شما با سال‌ها و مدت‌ها با سنتور 9 خرك ساز زده‌اید. كلا یكی از ویژگی‌های اصلی این كار كه انگیزه همه ما بود همین نونگریستن و تجربه‌های تازه‌ای بود كه در مسیر تمرین‌ها شكل می‌گرفت. ما دنبال یك صوت زیبا بودیم. این تجربه در هیچ گروهی اتفاق نیفتاده بود. در گروه‌های دیگر نوازنده سنتور نمد سر مضراب را برمی‌دارد كه صدای سنتورش بیشتر تیز باشد و بیرون بزند. یا اینكه زیر ساز جعبه مضراب می‌گذارند تا صدا طنین بیشتری پیدا كند. اینها همه مربوط به ابزاری بود كه ما در اختیار داشتیم. از طرف دیگر نوازنده و شخصیت هنری‌اش مطرح می‌شود. این بخش از كار اهمیت بیشتری دارد. در واقع توانایی‌های نوازندگان در به‌كارگیری این ابزار آن است كه كاراكتر مستقلی به آن ابزار می‌بخشد.
با این وجود تنظیم این قطعات بسیار دشوار و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد. درست مثل یك فیلمنامه خوب كه پیش از اجرا به درستی دكوپاژ شده باشد. فكر می‌كنم این قطعات قبل از اینكه به اجرا دربیاید برای لحظه‌لحظه‌اش فكر شده است.
برای همین است كه پنج سال بدون اجرای كنسرت دوام آوردیم. سختی كار این بود كه پیش از ما كسی تجربه‌ای نكرده بود تا ما كوچك‌ترین الگویی داشته باشیم. ما به‌طور رسمی از صفر شروع كردیم و در مسیر آزمون و خطا به این تركیب رسیدیم.
یك نگاه تداعی‌گر و تصویری در رپرتوار «زبعد ما» به چشم می‌خورد. حتی وقتی به اسامی قطعات دقت می‌كنیم، متوجه این موضوع می‌شویم. ریشه این نگاه تصویری چیست؟
من شخصا موسیقی تداعی‌گر را به هر نوع موسیقی ترجیح می‌دهم. سنتورسازی است كه بیش از هر ساز دیگری تداعی‌گر است. مثلا قطعه گریز كه اثر آقای بهرامی است، كاملا تداعی‌گر گریز است. برای همین بود كه ما سعی كردیم این تداعی را حتی از راه تصویر كنسرت (DVD) به مخاطب انتقال دهیم. یعنی نرفتیم نسخه صوتی اثر را ضبط و منتشر كنیم. شاید گفتن نداشته باشد اما ما 5 برابر یك سی‌دی صوتی هزینه و زمان بردیم تا این تفكر و حالت تداعی‌گر را منتقل كنیم. نزدیك به بیش از 1۰۰۰ ساعت كار استودیویی انجام دادیم كه خیلی‌ها راحت‌تر می‌توانند انجام دهند. در واقع كاری كه فقط روی صحنه انجام شده، ما ساعت‌های مدیدی رویش كار كردیم تا از كیفیت خوبی برخوردار باشد. كار ما تصویری است و مردم ناچارند از طریق تلویزیون آن را تماشا كنند. Speakerهای تلویزیون معمولا برای گفتار ساخته شده‌اند و نمی‌توان برای گوش دادن موسیقی از آن استفاده كرد. همه ما ـ با وجود تمام سلیقه‌های متفاوت ـ در این نقطه اشتراك داریم كه رسانه ملی به عنوان یك رسانای فرهنگی می‌تواند گام‌های موثری در زمینه معرفی و پخش موسیقی بردارد. مردم ما واقعا به موسیقی مملكت خودشان علاقه‌مندند اما مدت‌هاست كه از این موسیقی در تلویزیون خبری نیست.
نكته دیگر اینكه همه دوستان ناشر از مسائل حاشیه‌ای خود می‌نالند اما با وجود علاقه‌ای كه مردم برای دیدن هنرمندان محبوب خود دارند، نمی‌آیند روی فرمت تصویر سرمایه‌گذاری كنند. حرف من این است، در جایی كه دیده نشدن دارد موجب انقراض یك فرهنگ می‌شود، بهتر است یك هنرمند هر 5 سال یكبار كار كنند، اما كارش به صورت تصویری درآید و مردم هم بتوانند آن را ببینند.

نمونه صوتی قطعه شالیزار با اجرای گروه سنتورنوازان

بداهه نوازی بیات كرد- سیامك آقایی به همراهی كیهان كلهر- آمریكا- ژانویه 2007




چهارشنبه 25 شهریور 1388 نظرات گفتگو و مصاحبه (talks) ،



صفحات سایت



مطالب گذشته
.: پاندورا
.: بربط
.: بالالایكا
.: باغلاما
.: رباب 2
.: نی 2
.: دانلود آهنگ سلطان قلبها
.: بیو گرافی پاکو دلوچیا
.: ترجمه فارسی و متن و آکورد و نت آهنگ پرطرفدار Nothing Else Matters از گروه Metallica (متالیکا)
.: دانشکده موسیقی منهتن
.: کنسرت موسیقی دستگاهی ایران در ارسباران
.: خدایی: آرزو دارم اپرای مولوی اجرای زنده بشود
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VIII)
.: نگاهی به کارنامه شهرام ناظری
.: بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور
.: لیست کامل مطالب ارسالی


نظرسنجی
شما چه سازی را دوست دارید یا می نوازید؟










صفحات جانبی

لینک دوستان
گیتارینه
my song book
fender
guitar center
Daddario

آرشیو


وب ما


Designed By: sinaP